تبلیغات
نصرا...سکرتر - ملت!
سه شنبه 3 مرداد 1385  01:07 ب.ظ
نوع مطلب: (عمومی ،) توسط: MM


امام حسین(ع) که به قصد کوفه، حج رو ناتموم گذاشت و خبر به همه جا رسید مسلمونا چندین دسته مختلف شدن:

یه عده می‌دونستن که وجود امام‌ حسین با منافعشون در تضاده. آگاهانه دشمن امام بودن.

یه عده هم دنبال پول و مقام و اینا بودن.

بعضی‌ها فریب دستگاه تبلیغاتی – در زمان خودش خیلی قوی – اموی رو خورده بودن. فکر می‌کردن امام از دین خدا خارج شده و شورش کرده و باید از دین دفاع کنن.

یه عده می‌گفتن جنگ، جنگ قدرته. هر دو طرف اشتباه می‌کنن و دنبال قدرت هستن. با ژست روشنفکرانه و الهی نشستن به تماشا.

یه عده می‌گفتن حق با امام هست و باید کمکش کرد. ولی خب از ما کاری بر‌نمیاد. پیریم. زن و بچه داریم.

یه عده می‌گفتن حق با امام هست ولی باید کوتاه بیاد. چون نتیجه جنگ معلومه. باید جور دیگه‌ای مقابله کنه.

یه عده هم هیچ چیزی نگفتن. بدون توجه به هیچ‌کدوم از این حرفها راه افتادن. و خب تعدادشون خیلی کم بود. و امام گفت در گذشته و آینده تاریخ، مانند این یاران پیدا نمی‌شود.

پی‌نوشت: البته بنده هیچ‌وقت جسارت نمی‌کنم و حزب‌الله رو با واقعه کربلا قیاس  نمی‌کنم. ولی ...
 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 3 مرداد 1385
نظرات()   
   
foot problems
شنبه 25 شهریور 1396 09:56 ق.ظ
May I just say what a comfort to find an individual who really knows what they are talking about
on the net. You actually realize how to bring an issue to
light and make it important. More people really need to check this out and understand this
side of your story. I was surprised you aren't more popular given that you most certainly
have the gift.
مهدی محمدی نژاد
دوشنبه 24 فروردین 1388 12:06 ق.ظ
http://dktnm.blogsky.com/
سایت خوبی داری اگه تونستی یه سری هم پیش ما بیا
لی لا - آبی آسمانی
سه شنبه 10 مرداد 1385 09:08 ق.ظ
درست میگید... من خودم هم گاهی تو این ردیفائی كه گفتید قرار میگیرم... اما حقیقتن همون لحظه هائی كه سعی میكنم به این مساله فكر نكنم یا ازش یه جورائی فرار كنم عذاب وجدان پیدا میكنم ... حالا شما بگید ما كه اینجائیم چكار باید بكنیم؟
یادمه یه جا خوندم كه نوشته بود از علائم زمان ظهور حضرت مهدی یكی اینه كه آدمها فرق بین حق و باطل رو نمی دونن هر چی فكر میكنم به خاطر نمیارم كه گفته بود چكار كنید كه بتونید در اون زمان حق رو از باطل تشخیص بدبد... یادم نیست باید چیزی میخوندم یا دعائی میكردم ... لطفن اگر میدونید به من بگید...
خودت بگو من كیم
یکشنبه 8 مرداد 1385 05:07 ق.ظ
دیشب نرگس رو دیدی
خودت بگو من كیم
یکشنبه 8 مرداد 1385 05:07 ق.ظ
دیشب نرگس رو دیدی
سایموند
شنبه 7 مرداد 1385 10:07 ق.ظ
همون كه یوسف گفت + نمیدونم روی این وقایع چه اسمی میشه گذاشت؟! فاجعه هم حقیقتا كمه ...
یوسف
جمعه 6 مرداد 1385 09:07 ق.ظ
خوشم میاد كه مومنی... آخه مومن رو نمی شه تو هیچ قالبی گنجاند... تو رو هم هیچ وقت نمی شه پیشبینی كرد... فان حزب الله هم الغالبون... دیده بان برج مینو
نوید
پنجشنبه 5 مرداد 1385 11:07 ق.ظ
قالبتون چرا این جوری شده ؟؟
HME
چهارشنبه 4 مرداد 1385 07:07 ق.ظ
از اسم حزب الله همه چی معلومه .پس هر وقت بدون توجه به همه حرفا خوستید برید جنگ یه فكری به حال موهای مبارك بكنید كه شما رو اشتباهی كس دیگری حساب نكنن. از همین حالا شهادتونو تبریك عرض می نمایم راستی بعد شما معلم رئال تو كی سی ال كی میشه؟
آرین
چهارشنبه 4 مرداد 1385 06:07 ق.ظ
قبلا بلاگتون خیلی کمتر تحت تاثر محیط بود !
آرین
چهارشنبه 4 مرداد 1385 06:07 ق.ظ
آپ شدن بلاگتون رو از تو 360 دیدم !
ولی دارین حزب الله رو با کربلا قیاس می کنید با این ولی آخر جمله تون !
كارگر
چهارشنبه 4 مرداد 1385 10:07 ق.ظ
واقعاً دمشون گرم...
نوید
سه شنبه 3 مرداد 1385 10:07 ق.ظ
نمی دونم اما فکر می کنم سید حسن نصرالله گفته بود که فلسفه حزب الله همون فلسفه ی عاشوراس و حزب الله برای این زندس که فلسفه ی عاشورا توش جریان داره
hh
سه شنبه 3 مرداد 1385 10:07 ق.ظ
خیلی دوست دارم الان برم لبنان! نه برای مبارزه! یك سفر توریستی! برای اینكه بچه های تكه پاره شده رو از زیر آوار بیرون بكشم! برای اینكه خون آلود شوم! برای اینكه جان كندن كودكی معصوم رو تو دستام ببینم! حس كنم درد رو! دلم واسه خودمون میسوزه كه در این زندگی مسخرمون سر گرمیم! و حسودیم میشه به اونا كه یه چیزای و اتفاقا و معنا های خیلی گنده تری رو تجربه میكنن! اون كسی كه لاشه بچش رو از زیر آوار بیرون میكشه فكر كنم در لایه ای از معنا باشه كه گنده ترین اتفاقات زندگی ما هم نتونه كوچكترین اثری روش داشته باشه! چیزی رو دیده و چشیده كه ما نمیفهمیم!
نوید
سه شنبه 3 مرداد 1385 10:07 ق.ظ
من سر این موضوع که دولت ایران به حزب الله کمک می کنه کلی فکر ها تو زهنم می یاد. که هدف سیاسی ه و اینا اما جدا از پول و سلاح که باید بهشون برسه یه چیزی دارن به اسم مردی. خیلی مردن. وقتی می گن می زنیم بعد از هیفا رو و می گن جنگ رو می کشونیم تو اسراییل می خوام باشم تو فلسطین و دست پا زدن متجاوز ها و آزادی قدس رو ببینم یا حداقل تو فلسطین بمیرم. خدایی این آرزومه.
علی
سه شنبه 3 مرداد 1385 07:07 ق.ظ
بابا ! خسته شدم از این حزب ا... من میگم همشون یه هدف مشترك و والا ندارن خیلی كمن كسانی كه با آگاهی و دنبال اون هدف خوبه هستن ! جو گیرن خیلی ها !
زهرا
سه شنبه 3 مرداد 1385 07:07 ق.ظ
بنابراین اسم شما رو توی اسامی اولین گروه اعزامی دانشجویان كه همین روزا از ایران عازم میشه میبینیم؟
وحید
سه شنبه 3 مرداد 1385 05:07 ق.ظ
« یكی درد و یكی درمان پسندد » ...
مرتیا
سه شنبه 3 مرداد 1385 03:07 ق.ظ
من نمیدونم اما از جنگ بیزارم.....
نیكو
سه شنبه 3 مرداد 1385 02:07 ق.ظ
hmmmm
dj
سه شنبه 3 مرداد 1385 01:07 ق.ظ
بسی موافقم...
عابر
سه شنبه 3 مرداد 1385 01:07 ق.ظ
حرف حسابه..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر