تبلیغات
نصرا...سکرتر - شیرین ترین داستان دنیا
جمعه 28 مهر 1385  01:10 ق.ظ
نوع مطلب: (اعتقادی ،) توسط: MM

 
داستان ِ مرد ِ جوان ِ پریشانی که در به در دنبال خدا می‌گشت و پی اثبات بود و دلیل و مدرک و در به در می‌گشت. و یک شب خدا پایین آمد و به جوان گفت این منم. وقتت را تلف نکن. بلند شو. کلی کار است، شیرین‌ترین داستان دنیاست.
 


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
jenaefryman.weebly.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:06 ق.ظ
I'm not sure where you're getting your info, but great topic.

I needs to spend some time learning much more or
understanding more. Thanks for excellent info I was looking
for this information for my mission.
نوید
دوشنبه 1 آبان 1385 11:10 ق.ظ
داستان دنیا شیرین ه! اگه همه ی قسمت هاش تنها خوده نشه
مرتیا
یکشنبه 30 مهر 1385 08:10 ق.ظ
این داستانه رو من نشنیده بودم!
زهرا
شنبه 29 مهر 1385 12:10 ب.ظ
كاری كردین بعدش دست ما رو هم بگیرین
مثبت بی نهایت
شنبه 29 مهر 1385 12:10 ب.ظ
واقعا...
سون
جمعه 28 مهر 1385 11:10 ق.ظ
اگه HH باشه كه به خدا میگه بی خیال خدایی، بیا بشین دو تایی جستجو و انكار رو ادامه بدیم.
سون
جمعه 28 مهر 1385 11:10 ق.ظ
لامصب بدجوری ایجاز داشت. دستت درست. راستی، این مطلبو اگه قبل از افطار بخونیم، گناهش میفته گردن خواننده یا نویسنده؟
علی
جمعه 28 مهر 1385 04:10 ق.ظ
باحال هست ولی یه جورایی غمگین !
_ردپ
جمعه 28 مهر 1385 04:10 ق.ظ
نه بابا! شیرین ترینش اینه که خدا بیاد بگه : بابا حوصله ای (همتی، ...ی) داری ها! بی خیال! باشه منم هستم! راحت باش.
طه
جمعه 28 مهر 1385 02:10 ق.ظ
ما نشنیدیم این داستان رو تا حالا؟ نكنه حكایت خود شماست؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر