تبلیغات
نصرا...سکرتر - بشو آن چیزی که می خواهی
یکشنبه 9 دی 1386  12:12 ب.ظ
نوع مطلب: (فیزیک و فلسفه ،) توسط: MM

همه چیز مزخرفه. هیچ چیزی تو را ارضا نمی‌کند. همه چیز مسخره است. سراغ هر چیزی در این دنیا می‌روی دلت را می‌زند. همه چیز حال به هم زن است. پس لابد خودت یک چیز جالب‌تری هستی که همه چیز برایت مسخره به نظر می‌رسد. آن معیاری که درونت داری لابد چیز بهتری است، از آن چیزی که فکرش را می‌کردی. و البته این را می‌دانی که – دیر یا زود – می‌میری.

فلسفه وجودی (اگزیستانسیالیسم) از همین جاها شروع می‌شود. آدم‌هایی مثل نیچه، هایدگر، مارسل، کی‌یرکگور، یاسپرس و سارتر و بوبر و غیره. ولی خب اعتقاد دارند که برای شناختن انسان به عنوان هستی-بادیگران-در عالم فقط عقل به عنوان تحلیلگر منطقی کافی نیست. سعی می‌کنند از تمامی قوای انسان (احساس و این مسائل) استفاده کنند. و اینجوری در قرن بیستم جلوی تحلیلگرهای منطقی قرن (هگل و ایده‌آلیسم دیالکتیک، مارکس و ماتریالسیم دیالکتیک و راسل و اتمیسیم منطقی و پوزیتیویسم و غیره) که سعی می‌کردند با یک سری دستورالعمل‌های منطقی کل جهان و انسان را به عنوان جزئی از آن تحلیل کنند، در آمدند.

فلسفه وجودی دستورالعمل آماده‌ای برای انسان ندارد. و اصولا از انسان‌هایی که همه مثل هم بار می‌آیند متنفر است. بیشتر سعی می‌کند که انسان‌ها را به جاهایی بکشاند که خودشان چیزهایی را تجربه کنند و به چیزهایی برسند و برای خودشان تصمیم بگیرند. برای همین هم از ادبیات استفاده می‌کند. نه به عنوان یک وسیله برای آموزش دادن ایده‌هایشان به عوام (مثل مارکسیست‌ها)، که به عنوان یک چیز عجیب که می‌تواند انسان را حرکت بدهد.

کی‌یرکگور، سارتر،داستایوفسکی، کافکا، کامو و کمی جلوتر سالینجر و نمونه‌های ایرانی‌ای مثل هدایت و یا حتی جلال سعی بر همین کار را داشته‌اند...


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
Where are the femur tibia and fibula?
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:18 ق.ظ
Hey there! I just would like to give you a big thumbs up for your great info you've got right here on this post.
I will be coming back to your site for more soon.
What is distraction osteogenesis?
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:49 ب.ظ
What's Going down i'm new to this, I stumbled upon this I've found It absolutely helpful and it has
helped me out loads. I hope to give a contribution & assist different
customers like its helped me. Great job.
سرباز
جمعه 28 دی 1386 02:01 ق.ظ
http://www.sharagim.net/
سرباز
جمعه 28 دی 1386 12:01 ب.ظ
عموزاده ها !!!!!!!
hh
پنجشنبه 27 دی 1386 11:01 ق.ظ
سلام بر دوست دلقكم
_ردپ
سه شنبه 25 دی 1386 07:01 ق.ظ
لطفاً زود این كامنت پایینی رو پاك كن، به این آقا هم بگو دیگه اینجا كامنت نذاره.
مسخ
سه شنبه 25 دی 1386 01:01 ق.ظ
هدایت همان نیهیلیسته بود؟!
مسخ
سه شنبه 25 دی 1386 01:01 ق.ظ
اصطلاحاً گویند : اعتماد به نفست را گ...دم(گائیدم) !
یعنی مثلاً فلانی چند جمله می نویسد و بعد می گویند این جملات از لحاظ ادبی اگزیستانس هستند!!! حتماً همین است. و البته صادق هدایت كه هیچ پخی نبوده است ولی از یك لحاظ با این پخ بزرگ اشتراكاتی داشته و این كه هر دو به زبان فرانسه و فرهنگ فرانسه آشنایی كامل دارند. (داشت و دارد) و حتی می دانند ( میدانست و می داند) كه كامو و سارتر با هم كلی دعوا داشتند و اینكه هدایت هم مثل صابر بزرگ با ادبیات می دیده است!.
احسنت، احسنت!

مسخ
سه شنبه 25 دی 1386 01:01 ق.ظ
توجه شما را به پاراگراف های زیر جلب می نمایم! :
صابر بزرگ : 1)هدایت بیشتر به سوررئالیسم میزنن(و این دومی دوست داشته این طوری به نظر بیاد) تا اگزیستانسیالیسم. جلال هم كه جدا قلم قوی نداره(بازم به نظیر حقیر)، حالا این كه با قلم ضعیف بخواد حرفی از دسته ی اگزیستانسیالیست ها بزنه هم، جای بحث داره.
2) صابر بزرگ : منم با ادبیات می بینم.
3) هدایت هم هیچی نیس! اگه آراگون ازش حمایت نمی كرد، بعید نبود كه الان نه من هدایت رو می شناختم و نه تو.
حسین
پنجشنبه 20 دی 1386 01:01 ق.ظ
خوشم میاد احسان خودشو قاطی این بحث های بو دار نمی كنه!!! دو نقطه پی
MM
چهارشنبه 12 دی 1386 01:01 ق.ظ
و البته وقتی یک عرب درباره آن چیز صحبت می کند من چاره ای جز سکوت ندارم!
ساکت
سه شنبه 11 دی 1386 05:01 ق.ظ
هیچ وقت ادبیات را به عنوان یک چیز عجیب، که می‌تواند انسان را حرکت بدهد نگاه نکرده بودم. البته همه انسانها چیز های عجیبی دارند که می توانند آن را حرکت دهند، ولی من تا به حال با دید ادبی به آن نگاه نکرده ام. یکی از شاعران سده های معاصر ایران به مدت چند سال با دید ادبی به آن نگاه کرد و توانست آثار ارزشمندی از خود به جا گذارد، ولی من بعید می دانم او اگزیستانسیالیست بوده باشد. به هر حال، گاهی آن چیز عجیب، می تواند انسان را نیز حرکت دهد. ولی اینکه بتوان نام آن را ادبیات گذاشت، واقعا جای بحث دارد.
MM
سه شنبه 11 دی 1386 03:01 ق.ظ
این اسمها، اسم تیم نیستن که عضو یکیشون باشی! مثلا سارتر اگزیستانسیالیسته و سوسیالیست و این مسائل. راجع به این چیزها هم توی کامنت دونی بحث کردن مثل شاشیدن رو زمین سفت می مونه. ترشح میکنه. جای این حرفا توی نمونه است که بسنش!
حسین صابر
سه شنبه 11 دی 1386 02:01 ق.ظ
اگزیستانسیالیسم فقط نحله ی فلسفی نیست و سوررئالیسم هم فقط مكتب ادبی وهنری نیست.اگه تو داری از دریچه ی فلسفه به ماجرا نگاه میكنی، منم با ادبیات می بینم. این مكاتب هم (حتّی از نظر سیاسی)اون قدر از هم افراز شده بودن كه یه نویسنده دقیقا مال یكدومشون باشه.(مگه اینكه رسما تفكرش عوض شه).هدایت هم هیچی نیس! اگه آراگون ازش حمایت نمی كرد، بعید نبود كه الان نه من هدایت رو می شناختم و نه تو.
MM
سه شنبه 11 دی 1386 01:01 ق.ظ
حیدر، خالی نبند. فقط کافی دستت رو دراز کنی.
صابر، اگزیستانسیالیسم یه نحله فلسفیه یه و سورئالیسم یه شیوه ادبی/هنری. یعنی ربطی نداره که کسی این باشه یا اون. به نویسنده هایی میگن اگزیستانسیالیست که یه چیزهایی رو اساس کارشون قرار بدن. نه اینکه حرف از گروهی بزنن.
در ضمن صادق هدایت بزرگترین داستان نویس ایرانی در قرن 20 ه بدون هیچ شکی! راجع به جلال هم می تونی با مسخ! صحبت کنی.
دوشنبه 10 دی 1386 03:12 ق.ظ
مخاطبین هنوز نفهمیدن كه در هزار توی ذهن شما مطالبی است كه باید به جهت رسیدن به هویج انتهایی صبر پیشه كرد! عجب كه كیقب ها هی توی چاله های تكراری می افتن.
امّا در ادامه و حتّی در كل:
جنگ هفتاد و دو ملّت ، همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند
حسین صابر
دوشنبه 10 دی 1386 03:12 ق.ظ
با اینكه مطمئنم از من بیشتر خوندی، اما به نظرم سالینجر و هدایت بیشتر به سوررئالیسم میزنن(و این دومی دوست داشته این طوری به نظر بیاد) تا اگزیستانسیالیسم. جلال هم كه جدا قلم قوی نداره(بازم به نظیر حقیر)، حالا این كه با قلم ضعیف بخواد حرفی از دسته ی اگزیستانسیالیست ها بزنه هم، جای بحث داره. هر كسی كه قلم ادبی اش در خدمت تفكّر و حتّی فلسفه اش بره هم، اگزی. نیست.
البت من غیر فرانسوی ها رو نمیشناسم، اما به قول خودت بین خوداشون هم كلی اختلاف نظر بود، مثل كامو و سارتر.
ساکت
دوشنبه 10 دی 1386 09:12 ق.ظ
ببین! مکاتبی مثل اگزیستانسیالیسم، رئالیسم، سور رئالیسم، مارکسیسم، سادیسم ، روماتیسم و این جور چیزا رو ولش کن! خودتو عشقه! دستم که بهت نمی رسه، مگه اینجوری یه لاسی با هم بزنیم!
MM
دوشنبه 10 دی 1386 12:12 ب.ظ
من غلط بکنم رو حرف مرشد حرف بزنم. اگه منظور از برداشت اینه، خب شکی نیست که همه این چیزهایی که من تو این وبلاگ می نویسم برداشت های خودمه. خب وبلاگه منه. البته خب برداشت خودم هم نیست! یعنی اگزیستانسیالیسم خیلی چیزهای دیگه هم هست. من اگه همین الان می خواستم این پست رو بنویسم یه جور دیگه می نوشتم.
__rdp
دوشنبه 10 دی 1386 12:12 ب.ظ
حاجی که یه چیزی میگن شما رو حرفشون حرف نزن.
ساکت
یکشنبه 9 دی 1386 06:12 ق.ظ
MM Says :خب من این اشاره رو کردم. برداشتی هم نکردم هنوز.
MM Says: اون دو سه خط تقریبا تنها چیزهای مشترک بین اون همه آدمه که زیر یه عنوان جمع میشن. وگرنه هر کدومشون یه طرفی میرن.
MM Says: همه چیز مزخرفه. هیچ چیزی تو را ارضا نمی‌کند. همه چیز مسخره است.. فلسفه وجودی (اگزیستانسیالیسم) از همین جاها شروع می‌شود..
محمدم! منظور من هم این نیست که این قضاوت تو در باره اگزیستانسیالیسمه، بلکه منظورم اینه که این برداشت تو از تعریف اگزیستانسیالیسم، و تشخیص تو از چیزهای مشترک بین اون همه آدمه که زیر این عنوان جمع میشن... شاید من اگه می خواستم یک آشنایی با اگزیستانسیالیسم به کسی بدم، یه جور دیگه حرف می زدم. اون هم می شد برداشت من از اگزیستانسیالیسم.
_
یکشنبه 9 دی 1386 05:12 ق.ظ
این ها فقط به یک درد می خورند.
_
یکشنبه 9 دی 1386 05:12 ق.ظ
در واقع اینها از برداشت یکنواختی که از اطرافشان دارند اینطور استنباط می کنند. که همه چیز یکشان است. بعد یکهو با چیزهای .. شعر حال می کنند. بعد بکباره از همه چیز بدشان می آید و ... حواله می دهند به همه چیز.
_
یکشنبه 9 دی 1386 05:12 ق.ظ
بعضی ها انقدرگه هستند که تا جلو چشمشان بالا آمده! یعنی همه چیز را گه می بینند و از همه چیز هم بدشان می آید. نه به خاطر اینکه خودشان بهتر و متفاوت هستند. بلکه چون چشم و مغزشان را هم همان گه گرفته. نکته جالب این است که اینها گه را تشخیص نمی دهند! از این رو به طور کاملا تصادفی و ناگهانی اعلام می کنند که همه چیز گه است و از همه چیز متنفر اند.
_rdp
یکشنبه 9 دی 1386 05:12 ق.ظ
برخی عقیده دارند که جلال کمونیست بوده. در حالی که اینطور نیست و فقط دنبال جایی بوده که متن هایش را چاپ کند.
MM
یکشنبه 9 دی 1386 03:12 ق.ظ
حیدرجان! خب من این اشاره رو کردم. برداشتی هم نکردم هنوز. اگه برداشتی بکنم خب میگم که برداشت منه. اون دو سه خط تقریبا تنها چیزهای مشترک بین اون همه آدمه که زیر یه عنوان جمع میشن. وگرنه هر کدومشون یه طرفی میرن.
ساکت
یکشنبه 9 دی 1386 01:12 ق.ظ
??? So What

ساکت
یکشنبه 9 دی 1386 01:12 ق.ظ
1- این صرفاً برداشت تو از اگزیستانسیالیسمه 2- وقتی اسم یک مشت فیلسوف و ادیب رو کنار هم میاری، لا اقل اشاره کن که از نکات بارز اگزیستانسیالیسم، تاثیر عمیقش بر ادبیات معاصر جهانه.
MM
یکشنبه 9 دی 1386 01:12 ق.ظ
چه زود!
کیقب
یکشنبه 9 دی 1386 01:12 ق.ظ
درود بر اگزیستانسیالیسم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر