تبلیغات
میگفت، مرتضی میگفت، سه جور دوست داریم. یکیش رفیقیه که میشینی باهاش حرف میزنی. بعدش واسه خودت میشینی سیگار میکشی. یکی دیگه رفیقیه که میشینی باهاش حرف میزنی و سیگار میکشی. یه عالمه. یکی هم هست که وقتی میبینیش، میشاشی به سیگار، باهاش حرف میزنی.
هاشمیان(عنایتی) مهدویکیا کریمی دایی(شجاعی) تیموریان زندی کعبی معدنچی گلمحمدی رضایی میرزاپور کاشکی ایران تو بازی آنگولا اینجوری بازی کنه. دقیقه 60 هم تعویضها انجام شه!
پی نوشت: خب جو گیری جام جهانی دیگه! هی ورزشی میشه اینجا!
کلا میشه گفت چهار جور اصلی دفاع چهار نفره داریم. خطی(مثل هلند)، با سوئیپر (مثل بارسلونا) ، با لیبرو (مثل چلسی)، جمع شونده (مثل ایتالیا). توی نوع اول، دروازهبان نقش سوئیپر رو بازی میکنه. (یعنی مدافع پوششی) واسه همین باید پا به توپش خیلی خوب باشه. در حد یه مدافع. دقیقا مثل فاندرسار توی هلند. خوبیه دفاع خطی اینه که عوض مدافع پوششی، میشه یه هافبک اضافه کرد. تیم تهاجمیتر میشه. حالا چرا برانکو، همچین سیستمی رو واسه ایران انتخاب کرده، عجیبه. اون گل بیشتر از اونی که تقصیر میرزاپور و کعبی و رضایی باشه، تقصیر مربیه. که انگار هنوز از دروازهبان تیمش شناخت نداره! و البته الان توی ایران هیچ کسی جز کریم باقری نمیتونه سوئیپر قابل اعتمادی باشه. علی دایی بازیکن بزرگیه. مخصوصا نسبت به همه مهاجمهای ایران. ولی اصولا آدمی با این سن و سال رو هیچ جای دنیا سنتر فروارد نمیذارن. چون تحرک این پست رو نداره. ولی مثلا برگکمپ توی تیم 2000 هلند، توی پست مهاجم کاذب بازی میکرد. پشت سر کلایورت. به قول ریکارد – مربی اون وقت هلند – یه جایی بین هافبک و خط حمله. اکثر گلهای هلند توی اون جام روی حرکات برگکمپ به دست اومد. در حالی که خیلی نمود نداشت. کم آدمی هست که بتونه توی این پست بازی کنه. چون فاکتور اصلی واسه این پست تجربه است. اندازه سنتر فروارد هم تحرک نداره. دایی بهترین گزینه واسه مهاجم کاذبه. مخصوصا اگه سنتر فروارد، هاشمیان باشه. ولی توی تیم ملی ایران، علی دایی سنتر فروارد بازی میکنه و هاشمیان گوش چپ! این هم تقصیر علی دایی نیست. مربی مثل اینکه کاپیتان و شماره 9 تیمش رو هم نمیشناسه. نصرتی هرچقدر هم که مدافع خوبی باشه، مدافع چپ خوبی نیست. چون نه چپ پاست، نه سرعت داره و نه قابلیت فرار از کناره زمین. و خب وقتی مدافع چپ و گوش چپ میشن نصرتی و هاشمیان، نفوذ از کناره سمت چپ تعطیل میشه، و خب همه مدافعین حریف توی اون قسمت زمین، متمرکز میشن روی حرکات علی کریمی. اون موقع هست که همیشه دور و بر کریمی شلوغه. به عنوان مثال! توی برزیل وقتی روبرتو کارلوس مدام از سمت چپ نفوذ میکنه، رونالدینیو هم مهلت پیدا میکنه که دریبل بزنه. چون کارلوس دو تا مدافع رو با خودش میبره! پست تیموریان و نکونام همپوشانی داره. هردوشون هافبک دفاعی تخربی هستن. بازی سازی از وسط زمین اصلا انجام نمیشه. یاد کریم باقری، هافبک قدرتمند تیم ملی ایران به خیر! پینوشت: عوض فحش و جوک و SMS که نثار دایی و میرزاپور میشه، یکی واسه برانکو یه چیزی بسازه لطفا!
آرژانتین و انگلیس یه چیزهای جدیدی نشون دادن. البته توی بازی اولشون بیشتر از 10 دقیقه نبود. ولی معلومه واسه جام جهانی طرح جدید دارن. و خب باز هم معلومه که نمیخواستن تو بازی اول دستشون رو بشه. هردوشن به یه برد نسبتا ساده راضی بودن. البته ساحل عاج داشت اذیت میکرد آرژانتین رو!! بی صبرانه منتظر دیدن بازیهای برزیل و هلند هستم کماکان! در ضمن! فکر کنم تنها تیمی که توی دنیا با دو تا هافبک دفاعی که وظایفشون کاملا همپوشانی داره و کلا هم قد یه بازیکن به درد میخورن بازی میکنه، تیم خودمونه! نظرسنجی سایت جام جهانی کلی تمهیدات اندیشیده که دیگه ایرانیها دیگه افتخار آفرینی نکنن! وقتی خواستین به کعبی رای بدین میتونید ببینید.(شایان ذکره که من به مسی رای دادم!!) جایزه باحالی هم هست!!:
Gillette Best Young Player Award of the 2006 FIFA World Cup
ملت با اراده ایران باز هم قدرت خود را نشان داد. نظرسنجی سایت Fifaworldcup درب و داغون شد. هر ایرانی آنلاین رفت و تا میتوانست رای داد و با آفلاین و هزار جور وسیله دیگر هم بقیه را تشویق به این امر مهم نمود. حالا اینکه واقعا کدوم یکی از اونهایی که رای دادن، واقعا پیشبینی میکنن که علی کریمی آقای گل جام جهانی میشه، بماند! مهم اینه که باز هم ما تونستیم قدرت و اقتدار و الخ خودمون رو به جهانیان ثابت کنیم. این واقعه رو به شدت تبریک میگم. پینوشت: از مجموع 63787 رای ماخوذه برای آقای کریمی تا این لحظه، تعداد 62615 رای آن در سایت انگلیسی زیان جام جهانی ثبت شده است. پینوشت2: اصولا مرام ایرانی، با رای گیری و انتخابات و اینا خیلی جور نیست انگار! هرجا کسی زورش برسد، تقلب کردن هیچ قبحی ندارد!! پینوشت3: رای دادن به رضازاده و مهدویکیا هم!
استاد طراحی اجزای ما معتقد است که یکی از تفاوت های فیزیک با مهندسی این است که در فیزیک خیلی وقتها میگویند که این مسئله جواب ندارد و خلاص! ولی در مهندسی همیشه باید بالاخره یک جوری مسئله حل شود. چهار تا فرض نیمه درست و ضریب اطمینان و این چیزها. داشتم فکر میکردم که این تفاوت خیلی جاهای دیگر هم هست. مثلا بین فلسفه و سیاست.
آخرین پست ها