چهارشنبه 1 فروردین 1386  06:03 ق.ظ
نوع مطلب: (ئین نوشت ،) توسط: MM


در اولین روز سال نو و آغاز بهار، از همین جایگاه اعلام می‌كنم كه آدمی در تمامی شئون زندگی مشغول مستربیشن است.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 1 فروردین 1386
نظرات()   
   
دوشنبه 7 اسفند 1385  10:02 ق.ظ
نوع مطلب: (ئین نوشت ،) توسط: MM

 
هرکسی از ظن من شد یار من


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 7 اسفند 1385
نظرات()   
   
سه شنبه 1 اسفند 1385  11:02 ق.ظ
نوع مطلب: (ئین نوشت ،) توسط: MM

 
هدف، نتیجه را توجیه می کند.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 7 اسفند 1385
نظرات()   
   
سه شنبه 26 دی 1385  12:01 ب.ظ
نوع مطلب: (ئین نوشت ،) توسط: MM

  
دوستی می گفت هیچ وقت نگو من سیگار را ترک کردم. بگو سیگار من را ترک کرد. ولی من فکر کنم در همچون حالتی باید گفت من و سیگار همدیگه رو ترک کردیم.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 18 دی 1385  03:01 ق.ظ
نوع مطلب: (ئین نوشت ،) توسط: MM

شرمنده ها. ولی من هم بعضی وقتها مثل اون یارو توی داستانم هستم.

همون كه می خواست از بالای برج پنجاه طبقه خودكشی كنه و وقتی دید آسانسور خرابه با پله رفت.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 8 اسفند 1384  01:02 ق.ظ
نوع مطلب: (ئین نوشت ،) توسط: MM

وسط این همه چرت و پرت، هنوز دلم می‌خواد آرزوهای بزرگ داشته باشم. از همون آروزهای دوران کودکی. با این فرق که اندفه می‌دونم می‌خوام چیکار کنم. نه از سر هوس‌های کودکی.

کسی هس نخنده بهم؟

بی‌خیال همه. تو چی؟ از این آروزها داری؟ از این آروزها که هرکی می‌شنوه، کلی مرام رفاقت که بذاره و نخنده، وقتی رفتی تو دلش بگه این بابا دلش خوشه‌ها!


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
چهارشنبه 30 آذر 1384  08:12 ق.ظ
نوع مطلب: (ئین نوشت ،) توسط: MM

ای رود ما نمرود ما ای دولت مسعود ما
شوری بنه در دود ما تا نیست گردد بود ما

من از صفایت نشئه ام با های گرمت زنده ام
پیمانه قل قل می کند تا شسته گردد دود ما

ای خون ما ای سار ما ای یار ما عیار ما
سوزی بیار اینبار هم بر سینه مسدود ما

هرجا به جز اینجا خراب هرکس به جز تو روی آب
حتی اگر آنجا بود دولتگه محمود ما

کافی شاپ نمونه، یک بعد از ظهر تنها


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 30 آذر 1384
نظرات()   
   
سه شنبه 8 آذر 1384  11:11 ق.ظ
نوع مطلب: (ئین نوشت ،) توسط: MM

از میان ئین‌نوشت‌ها:

-: هی‌رفیق، چی شد سیگارو ترک کردی؟ عمرا فکرش رو نمی‌کردم.
:: با یکی آشنا شدم تو مایه‌های میرزای شیرازی.

- به خاطر احترام به روح آن مرحوم، توی خیابان میرزای شیرازی هیچ‌وقت سیگار نمی‌کشم.

- با سیگارفروش پیر خیابون میرزای شیرازی دعوام شد.

- می‌گفت به سرش زده دفتر سابق بازی‌نما توی میرزای شیرازی رو بخره، قهوه‌خونه باز کنه.

- می‌گفت از نواده‌های میرزای شیرازیه. پدرسگ دروغ می‌گفت. خودم تو قهوه‌خونه دیده بودمش.


پی نوشت:
ئین نوشت، نوشته هایی است که در حس و حال خاصی نوشته می شود. احتمالا همه انسانها این حس و حال را تجربه میکنند. کم و زیاد. حس و حالی که با اضافه شدن مواد ئین دار در خون انسان ایجاد می شود

مثلا: کافئین، نیکوتین، تئین، هروئین، مورفین، کدئین و ...


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 10 آذر 1384
نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic